درباره من
در طول سالهایی که در صنایع مختلف فعالیت کردهام، یک موضوع بیش از همه توجه مرا جلب کرده است؛ اینکه بسیاری از مسائل سازمانی، صرفنظر از نوع صنعت، ریشههای مشترکی دارند. همین مشاهده باعث شد علاقه من از خودِ مسائل، به شناخت علت شکلگیری آنها و ارتباط میان افراد، فرآیندها و تصمیمها معطوف شود.
در طول این مسیر، همواره تلاش کردهام به جای ارائه پاسخهای آماده، مسئله را شفافتر ببینم، ابعاد مختلف آن را بررسی کنم و به دنبال ایجاد ساختارهایی باشم که تصمیمگیری را شفافتر، همکاری را مؤثرتر و رشد را پایدارتر کنند.
آنچه در سازمانها رقم زدهام
راهاندازی واحد تحقیق و توسعه
ایجاد زیرساخت نوآوری
رشد پایدار به ساختاری نیاز دارد که نوآوری را از یک فعالیت مقطعی به بخشی از سازمان تبدیل کند. با همین نگاه، فرآیند شکلگیری واحد تحقیق و توسعه را در شرکت فولاد ماشین نکا پیش بردم؛ واحدی که بعدها نقش مؤثری در توسعه محصولات، ثبت اختراع و ایجاد زیرساختهای لازم برای فعالیتهای دانشبنیان ایفا کرد.
راهاندازی واحد خرید
یکپارچهسازی و طراحی فرآیند تأمین
در مجموعهای که هر شرکت و هر واحد فرآیند خرید خود را بهصورت مستقل انجام میداد، ایجاد یک ساختار متمرکز میتوانست شفافیت، هماهنگی و قدرت تصمیمگیری را افزایش دهد. با طراحی واحد خرید و یکپارچهسازی فرآیندها در گروه تولیدی ساوانا امکان مدیریت منسجمتر زنجیره تأمین و ارزیابی یکپارچه تأمینکنندگان فراهم شد.
دانشبنیان کردن محصولات صنعتی
ایجاد زیرساخت برای مدیریت دانش
فرآیند دانشبنیان شدن تنها به ارائه یک محصول ختم نمیشود؛ بخش مهمی از آن به مستندسازی، تدوین مدارک فنی و ایجاد شواهد قابل استناد وابسته است. مشارکت در آمادهسازی این زیرساختها، مسیر دانشبنیان شدن محصولات را در شرکتهای فولاد ماشین نکا و صنایع غلطک شرق هموار کرد و زمینه بهرهمندی شرکت از فرصتهایی مانند معافیتهای مالیاتی و تسهیلات حمایتی را فراهم ساخت.
ایجاد حلقه ارتباطی بین مدیران و واحدهای سازمان
بهبود هماهنگی و کیفیت تصمیمگیری
بسیاری از تصمیمهای سازمانی به دلیل وجود فاصله میان اطلاعات و تصمیمگیرندگان با چالش روبهرو میشوند. یکی از تجربههای ارزشمند من در شرکت صنایع غلطک شرق ایجاد ارتباط مؤثرتر بین واحدهای مختلف و هیئتمدیره بود؛ ارتباطی که به شفافتر شدن مسائل، هماهنگی بیشتر و تصمیمگیری سریعتر در سطح سازمان کمک کرد.
ارزیابی و امکانسنجی پروژههای صنعتی
کاهش ریسک سرمایهگذاری
پیش از ورود به هر پروژه تلاش میکردم مجموعهای از عوامل مانند قابلیت اجرا، منابع موردنیاز، ریسکها و ارزش ایجادشده برای سازمان را در کنار هم بررسی کنم. این رویکرد، تصمیمگیری درباره پذیرش پروژهها و قیمتگذاری آنها را بر پایه تحلیلی جامعتر و واقعبینانهتر قرار میداد.